دیروز با همسرم به اتفاق رفتیم سینما و فیلم "هیس دخترها فریاد نمی زنند" رو دیدیم..

راستش خیلی تاثیر گذار بود که البته قسمت بیشترش بخاطر بازی فوق العاده ی طناز طبابایی بود

من اهل نقد کردن نیستم و تخصصش رو هم ندارم

بحثم حرفیه که این فیلم زده

توی شاهنامه زیاد از زن گفته شده از یک زن ایرانی از زنانی که مثل یک مرد قوی هستن قدرت و فرصت انتخاب دارن قدرت مبارزه و دفاع از حق خودشون و گاهی حتی دفاع از دیگران، مثل رودابه سیندخت گردآفرین منیژه

در دینمون هم زیاد از زن گفته شده از زن هایی با اعتماد بنفس و قوی، از زنانی که از پس 100تا مرد بر اومدن مثل حضرت خدیجه حضرت فاطمه حضرت زینب سمیه

پس چی به سر ما اومده؟؟؟

یکی این سری می گفت چرا توی جامعه و فرهنگ ما نگاه به زن ها اینطوریه چرا شوخی مردها با هم در مورد مادر و.... واقعا در شان ماست؟؟

البته من اصلا فمینست نیستم و شاید در حق مردها هم ظلم شده ووو

اما الان بحثم زنها هستن

چرا وقتی در مورد زنها شوخی میشه خود زنها اول از همه می خندن؟؟

چرا ما زن ها انقدر ضعیفیم؟؟

تا کی میخوایم به اسم فرهنگ و تربیت و جامعه انقدر ضعیف بمونیم؟؟

تا کی میخوایم از ترس آبرو فقط ما زنها کوتاه بیایم؟؟

جلوی خیلی از احساساتمون رو بگیریم؟؟

دختر بچه که گاز نمیگیره، دختربچه که دعوا نمی افته، دختر که تنهایی بیرون نمیره، دختر جوون که به پسری نگاه نمیکنه، دختر که پیشنهاد دوستی نمیده، دختر که تو مهمونی زیاد نمیخنده، دختر که ابراز علاقه نمی کنه، زن که به شوهرش پیشنهاد سکس نمیده، زن که برو بیا نداره، زن که تقاضای طلاق نمیده! مادر که بچه شو ول نمیکنه بره! پیرزن که دیگه فقط باید بیفته بمیره!!

بالاخره باید از یه جایی شروع کرد

توی شاهنامه هیچ زنی تو خونه ننشست تا براش خواستگار بیاد خودشون انتخاب کردن.. حضرت خدیجه هم همینطور..

باید از یجایی شروع کرد دقیقا نمیدونم از کجا ولی روش فکر میکنم..


++ اینجا


نوشته شده توسط سعیده علیزاده در ۱۳۹۲/۰۵/۳۰ |